بازآفرینی اجتماعی؛ برنامهریزیِ راهبردیِ فضاییِ اجتماعمحور در محلات کمبرخوردار
صفحه 1-7
حمید مسعودی
چکیده در سالهای اخیر، برنامهریزان شهری به چالشهای نگاه تکبعدی به طراحی و خلق شهرها و ارتقای کیفیت زندگی محلات کمبرخوردار پی بردهاند و تلاش میکنند از سایر نگاهها همچون نگاه روانشناسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی نیز در برنامهریزیهای خود استفاده کنند. تقویت دیدگاه اجتماعمحور و اجتماعی در این میان اهمیت بسزایی داشته و هدف پژوهش حاضر نیز بررسی ابعاد بازآفرینی اجتماعی در برنامهریزی راهبردی فضایی است. چند سالی است که در شهرهای مختلف کشور، برنامههای بازآفرینی شهری و بازآفرینی اجتماعمحور توسط شهرداریها و سایر سازمانها انجام میشود. پژوهش حاضر در تلاش است تا دستاوردهای رویکرد بازآفرینی اجتماعی را برای برنامهریزی راهبردی فضایی بدست آورد. پس از مرور بر تجربیات گذشته و مبانی نظری و همچنین تحلیل مدلهای موجود دستاوردهایی همچون ارتقای هویت، حس تعلق و وابستگی مردم به محلات، ارتقای سطح مشارکت اجتماعی، سرمایۀ اجتماعی و تعاملات اجتماعی مردمی، تقویت برنامهریزی اجتماعمحور با دخالت مردم در تمامی مسیرهای توسعۀ فضایی، ارتقای سطح رضایت مردم از مدیریت شهری، برنامهریزان فضایی و عملکرد آنها، ارتقای سطح پایداری اجتماعی محلات هدف بازآفرینی، ظرفیتسازی و بسیج اجتماعی در مسیر برنامهریزی و طراحی و توانمندسازی جامعۀ محلی در راستای برنامهریزی و طراحی شهری از طریق بازآفرینی اجتماعی برای برنامهریزی راهبردی فضایی مشخص گردید.
رتبهبندی میزان توسعهیافتگی اجتماعی با استفاده از روش TOPSIS، نمونه موردی: مناطق دهگانه کلانشهر تبریز
صفحه 8-15
جلیل نعمتزاده، عظیم عثمانیان، مجید پایدار
چکیده امـــروزه مقولـــه توســـعه، دغدغـــه بســـیاری از کشورها می باشد. لیکن برای توسـعه تعریفـی کـه توافـق عمومی در مورد آن وجود داشـته باشـد، ارائـه نشـده اســت. اصــولا توســعه بــه منزلــه تغییــر بنیــادی در متغیرهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در هرجامعه محسوب می شود و تحقق آن مستلزم ایجاد هماهنگی بین ابعاد گوناگون آن است. تغییرات اجتماعی-اقتصادی دهه های اخیر عدم تعادل منطقهای و تمرکز بیش از حد امکانات در برخی نقاط و محرومیت دیگر نقاط را در پی داشته است. در نتیجه برخی مناطق در مقایسه با سایر مناطق یک کشور عملکرد بهتری داشته و از رشد و توسعه مطلوبی برخوردار بودند. بسیاری از جوامع به منظور تقویت پایه های توسعه و رفع و تعدیل عدم تعادل ها و انبوه مسایل و مشکلات اجتماعی، بیش از هر زمان دیگری نیازمند برنامه ریزی و شناسایی امکانات و منابع بالفعل و بالقوه خود هستند. برنامه ریزی ناحیه ای سعی در ایجاد تعادل های بین درون ناحیه ای دارد. بنابراین، در فرآیند برنامه ریزی ناحیه ای باید کل ناحیه را بطور جامعه درنظر گرفت. تحقق برنامه های مدیریتی در یک منطقه بدون توجه به مسایل اجتماعی نه تنها نتایج مطلوبی را به همراه ندارد، بلکه اثرات منفی آن به مراتب بیشتر خواهد بود. برای تخصیص اعتبارات و منابع میان این مناطق، شناسایی جایگاه و رتبه مناطق از نظر برخورداری از مواهب توسعه ضروری است. در پژوهش حاضر توسعه یافتگی اجتماعی مناطق شهری تبریز با استفاده از روش TOPSIS و 5 شاخص اجتماعی مورد سنجش و تحلیل قرار گرفت. مناطق با توجه به میزان توسعه یافتگی اجتماعی در چهار سطح از توسعه یافتگی تقسیم شدند.
ارتقاء ادراک فضای شهری برای بانوان با تاکید بر استفاده از فناوریهای نوین از منظر آینده پژوهی
صفحه 16-22
فاطمه خدادادی آق قلعه، محمدرضا اکبریان
چکیده آینده پژوهی، نگرش به آینده در سطوح مختلف به منظور درک بهتر تغییرات بین انسان، جامعه و محیط آنهاست. فضاهای شهری به واسطه فناوری های نوین، فرآیند فهم و تجربه ی متفاوتی به خود گرفته اند .ادراک فضا، اولین گام در جهت برقراری ارتباط فرد با محیط است و این شناخت، سبب شکل گیری تصویر ذهنی و در نتیجه آن ایجاد نقشه شناختی از فضا در ذهن می شود. هدف از این پژوهش بررسی تأثیر فناوری های نوین به عنوان یکی از ابزار های آینده نگر در ارتقاء ادراک فضای شهری برای زنان می باشد. سوال اصلی اینجاست که آیا می توان با رویکرد آینده پژوهی شاخص هایی را جهت شناخت و کاربرد فناوری های نوین در راستای ارتقای ادراک فضایی برای زنان تعریف کرد؟ در برخورد با هر فضا، ذهن انسان با قرار دادن عنصری شاخص در آن، وسعت و گستردگی فضا را محدود و قابل ادراک میگرداند. بدیهی است ادراک فضا سطح بالاتری از حس مکان است که به منظور بهرهمندی و تداوم حضور انسان در مکان نقش تعیینکننده دارد. در این میان آمادگی برای مواجهه با آینده در دنیایی که به سرعت در حال تغییر و تحول بوده، از ملزومات هر جامعه ای است. اکثر محققان و نظریه پردازان معتقدند که هوشمندانه ترین روش برای مواجهه با آینده، آماده شدن برای آن است؛ در عصر حاضر ادراک فضا دیگر نه فقط از طریق درگیری حسی با مکان، بلکه با دسترسی به لایه ی اطلاعاتی و آگاهی از داده ها، و تجربه های مجازی افراد به مکان شکل می گیرد. بنابراین بررسی فناوری های نوین توسط نقشه-شناختی افراد، می تواند گامی موثر در جهت ادراک زنان به فضای شهری باشد.
تحلیل جغرافیایی مبلمان شهری بخش مرکزی شهر شیراز
صفحه 23-29
حسین طالعی، لیلا ملک سعیدی قصرالدشتی، عیسی حسن زاده
چکیده بی شک امروزه نقش مبلمان شهری در خدمات رسانی به شهروندان و همچنین افزایش زیبایی های بصری و بهبود دید منظر در شهرها برکسی پوشیده نیست. شهر شیراز نیز نه تنها از این قاعده مستثنی نیست بلکه با عنایت به نقش تاریخی، مذهبی، فرهنگی، هنری و ... آن و با توجه به جایگاه ارزندة این شهر در برنامة توسعة گردشگری ایران، طراحی، برنامه ریزی و توسعة مبلمان شهری آن در راستای ارتقای زیبایی های بصری و افزایش کارایی آن جهت خدمات رسانی به جمعیتی فراتر از سطح شهر از اولویت خاصی برخوردار است که مطالعه و پژوهش در این زمینه جهت شناسایی و رفع ضعف و کاستی ها و تقویت نقاط قوت آن ضروری به نظر می رسد. در این پژوهش توصیفی-تحلیلی که اطلاعات آن عمدتاً با استفاده از پیمایش میدانی گردآوری شده، مبلمان شهری بخش مرکزی و تاریخی شهر شیراز از نظر مکان یابی، پراکنش فضایی و ... مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است. نتایج پژوهش حاکی از آن است مبلمان شهری محدودة مورد پژوهش دارای مشکلات و نواقصی از جمله پراکنش فضایی نامناسب و مکان یابی نادرست، مصالح نامناسب و ناکافی بودن از لحاظ تعداد و... در برخی نواحی و خیابان های آن است. در آخر جهت دستیابی به شرایط مناسب تر در زمینة مبلمان شهری در محدودة مورد پژوهش پیشنهادها و راهکارهایی ارایه شده است.
تاثیر ذهنی نام فضاهای عمومی شهری بر شهروندان، نمونه موردی میادین شهری یزد
صفحه 30-36
مینا پورحیدری، محسن رفیعیان
چکیده شهروندان بیشماری روزانه مخاطب فضاهای عمومی شهری هستند و نام فضاهای عمومی شهری آثار ذهنی و روانی بر آنها دارد. از آنجا که نظرات روانشناسی محیطی مبنی بر تعامل انسان و محیط برای طراحان شهری اهمیت ویژه ای دارد ، این مقاله با هدف سنجش وضعیت آثار ذهنی و روانی نام میادین شهر یزد شکل گرفته است. از این رو مولفه هایی که بر اذهان عمومی تاثیر گذارند، در 5 میدان شهر یزد مورد بررسی قرار گرفته است. بنابراین سوال اصلی این مقاله این است که توجه به چه عاملی در نام گذاری میادین شهری میتواند بر اذهان عمومی تاثیرگذارتر باشد؟ برای پاسخ به این سوال، در این پژوهش از روش تحقیق تحلیلی افتراق معنایی(مقایسه زوجی) بهره گرفته شده است و با استفاده از آن، مؤلفه اصلی در تاثیر نام مکان را از منظر شهروندان مورد بررسی قرار داده است. در ادامه با بهره گیری از نمونه آماری 384 نفری، مصاحبه ی میدانی در قالب پرسشنامه های افتراق معنایی تکمیل شده است و باتوجه به داده های دریافتی، امتیازدهی به میادین مورد نظر صورت گرفته و تحلیل شده است. نتایج پژوهش بیانگر این مطلب هستند که از بین 13 شاخص عنوان شده، شاخص هویت از اهمیت بیشتری در میان شاخص های دیگر برخوردار بوده است.
نقش روانشناسی محیطی در برنامه ریزی و طراحی راهبردی فضایی در چشمه اعلا دماوند
صفحه 37-44
مهدی فاطمی، فائزه السادات موسوی بصیر
چکیده چشمه اعلای دماوند دارای عرصه های طبیعی و خاطره انگیزی است که با فراهم سازی امکانات مناسب در بخش های رفاهی و گردشگری و با داشتن ظرفیت های مطلوب همچون نگینی در شهر میدرخشد. به طور کلی تردد کنترل نشده در این محیط طبیعی حساس، حضور پر تعداد گردشگران که در فصول گرم سال محسوس می باشد، کم توجهی به بستر طبیعی در منظر موجود پیرامون سایت ، آلودگی بستر به ویژه آب چشمه و نهر جاری از آن ، ناسازگاری مستحدثات پیرامون چشمه ، ارائه نشدن خدمات لازم و مسائل مربوط به بحث بهداشت و نظافت ، هم جواری بلافصل محلات مسکونی و باغات اطراف با عرصه تفرج پیرامون چشمه از مسایل و مشکلات این محدوده میباشد. با توجه به موضوع این مقاله که یک محیط طبیعی ارزشمند محسوب می شود، حضور پرتعداد گردشگران در منطقه درمقاطعی از سال، که با مشکلاتی همراه شده است؛ چاره جویی را در مورد آن ضروری می نماید.
با توجه به ویژگیهای بستر طرح و نیاز به معرفی آن در جهت شناسایی پتانسیل ها، روش تحقیق در این مقاله توصیفی و تحلیلی و روش تجزیه و تحلیل نیز بر اساس نوع تحقیق کیفی میباشد. طراحی منظر اطراف این چشمه طبیعی که مبتنی بر روانشناسی محیطی و بازخوانی بستر فرهنگی و طبیعی محدوده چشمه اعلاء باشد، می تواند ضمن حل مسائل مذکور، حیات بومی و محیط طبیعی را نیز بهبود بخشیده و به نحوی پیوند انسان و طبیعت را تقویت کند.
