بهسازی و نوسازی بافت های فرسوده، بازآفرینی یا گسیختگی هویت
صفحه 1-7
محمدابراهیم مظهری
چکیده این نوشتار پژوهشی پیرامون راهکارهای هویت بخشی به فضاهای معماری، تقویت احساس تعلق ساکنین به محل زندگی خود و در نتیجه گسترش حس مشارکت آنان در اجرای طرحهای ساماندهی و نوسازی بافت های فرسوده شهری است. ساماندهی و نوسازی بافت های فرسوده شهری ترکیبی از فرایندهای اجتماعی، فرهنگی و کالبدی است که می بایستی در یک برنامه جامع بطورتوامان دیده شود . علاوه بر آن، برنامه نوسازی باید بر اهداف طولانی مدت استوار بوده تا بتوان با در نظر گرفتن تغییرات احتمالی در آینده زمینه های عدم پذیرش در جامعه را از بین برده باشد. در راستای تحقق اهداف توانمندسازی و ارتقای کیفیت زندگی در بافت های فرسوده شهری توجه به حفظ و احیای سیستم محله بندی، کمک به افزایش حس تعلق ساکنین به محل زندگی خود و همچنین تقویت اجتماع محلی بمنظور گسترش حس مشارکت مردم در اجرای طرحها از اهمیت ویژه ای برخوردار است . در ارتباط با موضوع پژوهش سوال اساسی این است : آیا حس تعلق ساکنین به محل زندگی خود در میزان مشارکت آنان در اجرای طرحها تاثیر دارد؟ تبیین مسئله و پاسخ به ابعاد نظری هویت و حس تعلق و جستجوی خلاء های علمی در مواجهه با بهسازی و بازسازی بافت های فرسوده شهری از اهمیت زیادی برخوردار است، زیرا شهر موجودی زنده و از تن و جان زنده برخوردار است. نوسازی با مفهوم معاصر سازی و بازآفرینی، بازتولید محیط شهری در شرایط جدید است. بازتولید در برگیرنده بازبینی و بازیابی ارزش ها در معاصر سازی آنهاست.
برنامهریزی استراتژیک بازآفرینی بافت ناکارآمد شهری
صفحه 8-14
عارفه محمودی
چکیده برنامه ریزی استراتژیک توسعه شهری رویکرد نوینی در برنامهریزی و مدیریت شهری است که با اتکا به اصول توسعه پایدار شهری به ترسیم چشم انداز تدوین اهداف توسعه رویاروی همه جانبه و سیستماتیک با مسائل اساسی شهر استوار است یکی از استراتژی های دستیابی به توسعه شهری بازآفرینی پایدار بافت های فرسوده شهری است.برنامه ریزی در نواحی فرسوده شهری همواره مهمترین موضوع برنامهریزی شهری بوده یکی از استراتژی های دستیابی به توسعه شهری بازآفرینی پایدار بافت های فرسوده شهری می باشد. برنامه ریزی راهبردی به منظور برخورد صحیح با آینده و رفع مشکلات پیچیده فعلی به کار گرفته می شود استراتژی توسعه شهری با تمرکز بر تقویت رقابت جویی اقتصادی و کاهش فقر و جنبههای مختلف زیستمحیطی شهر ساختار فضایی شهری ساختارهای زیربنایی جنبه های فرهنگی و اجتماعی و غیره میتواند بهترین گزینه برای رسیدن به توسعه پایدار شهری باشد.تاکنون طرح ها و برنامه هایی که جهت مداخله در بافت های ناکارآمد مورد اجرا قرار گرفته است. بیشتراهداف کالبدی داشته و سرمایه های اصلی این بافت ها که مردم ساکن در آن می باشد، را نادیده انگاشته اند. بنابراین برای رفع مشکلات بافت ناکارآمدشهرها در زمینههای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و کالبدی، لازم است با استفاده از رویکردهای موثر در این زمینه، اقدام شود تا از این طریق گام های موثری در جهت حفظ هویت و ترفیع آنها برداشتو با استفاده از یک برنامه ریزی منسجم و با مشارکت تمامی گروه های ذی نفع نسبت به بهبود همه جانبه این بافت های ناکارآمد پرداخت.
مروری بر ضرورت مشارکت در برنامهریزی راهبردی فضایی
صفحه 15-22
سبحان باقی، زینب عادلی، امیرحسین فرجی، سجاد چراغآبادی
چکیده امروزه اهمیت مشارکت در امور بر همگان آشکار بوده، لیکن به نظر میرسد در طرحها و برنامههای شهری در ایران به این مهم کمتر توجه شده و نادیده گرفته میشود. همچنین با توجه به بحث روز دنیا در راستای تحققپذیری و اجرایی بودن پروژهها در این پژوهش که از نوع مرور بر ادبیات پیشین بوده، با مروری بر نظریهها و شیوههای مشارکتی و نگاهی جامع به این مبحث، به جمعبندی و مرور اهمیت و ضرورت مشارکت پرداخته میشود.
برنامهریزی ارتقای کیفیت زندگی در محلات فرسوده شهری، نمونه موردی: محله هاشمی منطقه 10 تهران
صفحه 23-30
مهسا نوروزی، ملیحه باباخانی
چکیده یکی از اهداف اولیه واصلی فرآیند برنامهریزی شهری، حفظ و بهبود کیفیت محیط شهری و بهتبع آن ارتقای کیفیت زندگی است. مفاهیم کیفیت محیط و کیفیت زندگی که درواقع کنشی علیه توسعهی یکبعدی اقتصادی در سطح ملی و توسعهی صرفاً کالبدی در مقیاس شهری است، تلاشی در جهت دستیابی به معیارهای کیفی در عرصهی برنامهریزی شهری است؛ بنابراین ضرورت شناخت وضعیت موجود کیفیت زندگی شهری و سنجش و ارزیابی آن به یکی از مهمترین جنبههای مطالعاتی در مباحث برنامهریزی شهری تبدیلشده است. کیفیت زندگی شهری، از واژههایی است که تعریف مشخص و یکسانی ندارد؛ اگرچه مردم بهصورت غریزی معنای آن را بهراحتی درک میکنند، اما این مفهوم برای آنها یکسان نیست. به همین دلیل اندازهگیری آن مستلزم تعریفی جامع و مشخص است تا بتوان ابعاد مختلف آن را بهصورت شفاف موردبررسی قرارداد؛ بنابراین باید شاخصها و معیارهای سنجش کیفیت زندگی افراد تعیین گردند. لذا در این تحقیق، شاخصها و معیارهای اصلی تعریف کیفیت زندگی از متون مختلف استخراج گردید و سپس از میان آنها شاخصهای مناسب ارزیابی کیفیت زندگی شهری در بافتهای فرسودهی شهری انتخاب شد و در محلهی هاشمی که از محلات فرسودهی شهری واقع در منطقهی ده تهران است تحلیل و بررسی شد. در پایان با توجه به بررسیهای انجامشده مشخص گردید که محلهی هاشمی از جنبههای مختلفی همچون بالا بودن و رواج یافتن جرم و بزه در میان جوانان، کمبود فضاهای تفریحی و فراغتی باکیفیت مناسب، ناامنی در شب و... با مشکل مواجه است و راهکارهای مناسب حل این مسائل و مشکلات ارائه شد
ضرورت تدوین راهنمای طراحی نما برای بناهای میانافزا در بافتهای تاریخی، نمونه موردی بافتهای تاریخی مازندران
صفحه 31-35
الهه یکتن رستمی، مجتبی پوراحمدی
چکیده نماهای شهری در بافتهای تاریخی جلوهای از معماری بومی و سنتی هر منطقه میباشند. بنابراین از نظر متخصصان و شهروندان عادی دارای اهمیت زیادی هستند. در بسیاری از شهرهای ایران از جمله شهرهای دارای معماری تاریخی قاجاری در مازندران، این بافتهای تاریخی به دلیل عدم وجود ضوابط مختص آن بافت تاریخی، مورد بی توجهی قرار گرفتهاند که این امر موجب شده است ساختوسازهای جدید میانافزا در بافتهای تاریخی بدون هیچ برنامه و ارتباط معقول با معماری زمینه انجام گیرند و درنهایت از لحاظ بصری به این بافتها آسیب وارد کنند. با بررسی راهنماهای طراحی در بافت تاریخی شهرهای استان مازندران که از آرشیو سازمان میراث فرهنگی مازندران انجام گرفته است، مشاهده شد که این راهنماها بسیار خلاصه و کوتاه بیان شدهاند و نتوانستند تاثیر مطلوبی بر ساخت و سازهای جدید در بافتهای تاریخی داشته باشند. لذا ضرورت تدوین مرجعی تحت عنوان راهنمای طراحی نما برای بافتهای تاریخی شهرهای مازندران قویاً احساس میشود. در پژوهش پیش رو ابتدا به تعریف راهنماهای طراحی پرداخته، سپس آسیبشناسی بافتهای تاریخی مازندران به عنوان نمونه موردی انجام گرفته، درنهایت بر لزوم انجام مطالعات درباره الگوها و قواعد شکل دهنده به نمای ساختمانهای بومی این بافتها و شناسایی و تدوین این قواعد در قالب راهنمای طراحی نما تاکید شده است.
آینده پژوهی گسترش کالبدی-فضایی با تاکید بر فعالیتهای تجاری در منطقه 8 شهر تبریز در 10 سال آینده
صفحه 36-43
آیلار حسین زاده، مهسا حنیفه زاده
چکیده متروپل تبریز بزرگترین مجتمع زیستی شمال غرب کشور است که به لحاظ موقعیـت مکـانی ویـژه، از حـوزه نفـوذبسیار وسیعی برخوردار و به سبب مرکزیت سیاسی، اداری و تمرکز فعالیتهـای صـنعتی، اقتصـادی، دانشـگاهی و سـطح بالای تخصص و خدمات، به عنوان قطب جاذب و شهر مسلط نقش ماکروسفالی(بـزرگ سـری)را در منطقـه ایفـا نمـوده است و به همین دلیل، به طور مداوم بر گستره فضایی آن افزوده می شود. این شهر طی دهههـای اخیـر رشـدی شـتابان،لجام گسیخته و بی قواره داشته و تحولات جمعیتی و کالبدی ناباورانـه ای را تجربـه کـرده اسـت ، بـه طـوری کـه نـوعی شهرسازی نا اندیشیده و ناپایدار در آن به وقوع پیوسته است. بر این اساس، مقاله حاضر با روش تحلیلـی - اسـنادی و بـاهدف بررسی و ارزیابی ابعاد ناپایداری حاصل از الگوی توسعه ناموزون تبریز بین سال های 1335-1385 بـه رشـته تحریـردرآمده است. یافته های تحقیق نشان میدهد که توسعه و پراکنش فضایی شهر باعـث کمبـود و گرانـی زمـین و مسـکن،تخریب باغ ها و اراضی کشاورزی، فرسودگی و تهی شدن بافت قدیم، تنزل اعتبارات فرهنگی و هویـت تـاریخی شـهر،دست اندازی شهر بر روی مناطق ناپایدار و نواحی بالقوه خطرناک، از بین رفتن جنبه های زیبایی شناسانه شهر، ظهـور وگسترش مناطق حاشیه نشین، ادغام روستاهای پیرامون و تغییر نقش آنها شده و قابلیت های زیست- محیطی این شـهر رابه مخاطره انداخته است. عدم انطباق توسعه فضایی شهر با ظرفیـت زیرسـاخت هـا و فضـاهای شـهری و عدم حاکمیت برنامه های اصولی شهرسـازی بـر گسـترش شـهر منجـر بـه عقـب مانـدگی رونـد شهرسـازی از شهرنشینی بی رویه شده و این شهر را از منظر توسعه پایدار شهری به زیر سؤال برده است.
